چهارشنبه ۱۶ ژوئن ۲۰۱۰

همه چیز داره به خوبی پیش میره ! سلام تهران


ساعت دوازده ظهر رسیدم سفارت ، یه آقایی از پشت آیفون گفت تعطیل هست بروید فردا بیائید خدا رو شکر هنوز ایرانی بازی یادم نرفته گفتم آقاجان کارم مهم است و باید زود برگردم ایران و خلاصه هر طوری بود در را باز کردند، رفتم نشستم تا یکی آمد پشت گیشه اول از همه گفت کارت ملی داری اگر نداری باید ثبت نام کنی و اشاره کرد به برگه ای که آن گوشه زده بودند و اولش درشت نوشته بودند هفتاد یورو ! بعد دو قطعه عکس و ... کارت ملی ام را نشانش دادم و گفتم دارم ! بعد گفت خب بگو گفتم میخواهم برگردم ایران نگاهی کرد و گفت خب بروبلیط بگیر برو !  گفتم ممنون از راهنمایی ولی پاسپورت ندارم  فکر کرد گم شده که گفتم نه گفت چه جوری از ایران آمدی ؟ گفتم کوه !
نگاهش افتاد به دستبند سبزم و گفت آهان جنبش سبزی هستی ؟ گفتم البته آن موقع که من اومدم جنبش سبزی در کار  نبود اسمم را پرسید و سال خروجم را تا اسمم را گفتم ظاهرا شناخت مرا و گفت ای بابا فامیل هم که هستیم  که نگاهم افتاد به تابلوی جلوی گیشه "مسئول امور ویزا آقای ابراهیمی " رفت و یک فرم آورد و یک کاغذ سفید که بنویس !
دو صفحه فرم که مشخصات و تاریخ تولد و خروج و خلاصه نام پدر و مادر و آدرس و این حرفها در کاغذ سفید هم باید علت برگشتم را می نوشتم جالب بود مگر رفتن به کشورم باید علت داشته باشد ؟
نوشتم دو پرونده قضائی داشتم که یکی طبیعتا مشمول مرور زمان شده و دیگری هم که معروف است به نوار سازان به زندان محکوم شدم که با توجه به تحمل چهار سال زندان و احتساب هیجده ماه انفرادی  تمامش را کشیده ام و حتا قوه قضائیه هم دستور آزادی وثیقه ها را داده است می ماند فقط خروج غیر قانونی از کشور که آنهم جزای نقدی دارد و خواهم پرداخت !
فرم را که دادم شاید نیم ساعتی نشستم تا آقایی آمد و مرا به اتاق کناری گیشه ها بردند در همین فاصله تلویزیون ایران را تماشا میکردم که برنامه آشپزی داشت پخش میکرد و طرز پخت ماهی قزل آلا را داشت توضیح می داد چقدر دلم برای شنیدن این " مواد لازم " تنگ شده بود !
آقایی بود نسبتا مسن که خودش را بهرامی و چه جالب با صراحت مامور امنیتی معرفی کرد ! مرا می شناخت و برایم جالب بود که مطالب وبلاگم را هم خوانده بود و گاها در بحث پیش رو به آنها فکت می داد ! ، دلایل رفتنم را پرسید و گفتم ایرانی هستم و میخواهم به کشورم برم منعی دارد ؟ گفت نه و آخه شما که آدم عادی نیستید و بحث کشیده شد به فعالیتهای من و نوشته هایم و مخصوصا نوشته های این یکسال که گفتم بله من در وبلاگم در طی این یکسال سعی کردم چماق بدستان و قاتلان ملت را معرفی کنم ، نظام امنیتی و قضایی هم که می گوید اینها خودسر هستند و ویا به بیگانگان وابسته هستند خب باید پس بمن جایزه هم بدهید که دارم بصورت افتخاری برایتان کار می کنم و اینها را شناسایی کردم خنده اش گرفت و گفت البته باید بررسی شود که گفتم خوب من آمده ام که بروم بررسی بشود دیگر ؟
چهار تا پنج ساعتی بحثمان به درازا کشید و ایشان هم نت برمی داشت در این میان آقای ابراهیمی هم آمد و گفت برگه عبورت فردا صادر می شود وای نمی دانید چه حس خوبی بود این حرف که تمام تلخی این سالها را به یکباره برایم شیرین کرد.
آقای بهرامی پرسید بروی ایران میخواهی چکار کنی ؟ گفتم من از نوجوانی تا بحال خبرنگاری و عکاسی و  روزنامه نگاری کرده ام و واقعا هیچ کار دیگری هم بلد نیستم طبیعتا بروم هم همین کار را می کنم ، ظاهرا آدم صادقی به نظر می رسید و گفت خوب بروی احتمال بازداشتت هست گفتم به چه جرمی ؟ مگر من چکار کردم ؟ هیچی نگفت .
صحبت رسید به میر حسین موسوی و مهدی کروبی و فتنه و سران فتنه و ... طبیعی بود که ایشان از احمدی نژاد دفاع میکرد و اصرار داشت که تقلبی نشده است و دلیلش هم این بود که چرا تا بحال یکنفر از ایران نیامده که در خارج افشاگری بکند و یا بگوید مثلا من در فلان حوزه انتخاباتی بودم و تقلب شده صرف نظر از اینکه این دلیل بی معنایی بود و گفتم قبول نشده ولی با این حساب اینهمه آدم که آمده اند و از تجاوز و بد رفتاری در زندانها حرف زده اند پس آنها مورد قبول است ؟  جوابی نداد و بعد از چند دقیقه گفت البته آنها هم باید بررسی شود !
دوباره به سئوال نخست برگشتیم که چرا میخواهی بروی و باز من جواب  قبلی را دادم مضاف بر اینکه حال پدرم هم خوب نیست و میخواهم پیشش باشم که گفت پدرتان افسر نیروی هوایی بوده است دیگر ؟ خندیدم و گفتم ظاهرا همه چیز را درباره من می دانید !
آقای بهرامی از اینکه چرا موسوی و کروبی بعد از فرمایش آقا ساکت نشدند ناراحت بود وی فیدل کاسترو و معمر قذافی و بشار اسد و آقای خامنه ای را چهار رهبر کاریزمای دنیا می دانست وباور داشت شایسته ترین رهبر سیاسی دنیا آقای خامنه ای هست !از زهد و ساده زیستی و سیاست و کیاست ایشان صحبت کرد که گفتم ساده زیستی و همه چیز را قبول هم داشته باشم سیاست را بعید می دانم مهمترین و آخرین دلیلم هم این است که چرا آمد گفت انتخابات تمام شد و بروید بتمرگید خانه هایتان و هر کس بیاید بیرون خونش با خودش هست ؟ که گفت این هم از درایت ایشان بود نخواستند حمام خون راه بیفتد قصد بحث و این حرفها نداشتم ولی خوب این حرف خنده دار بود گفتم یعنی چی آخه ایشان اگر رحیم هستند خوب می فرمودند کسی را نکشند بگذارند مردم طبق قانون اساسی اعتراض و راهپیمایی آرامشان را برگزار کنند ...
ایشان هم به دستبند سبزم اشاره کردند که این چیه که گفتم این نشانه اعتراض و انتقاد به وضع موجود هست شما که اعتقاد ندارید همه هفتاد میلیون ایرانی انتقاد ندارند ؟
بهر حال آقای بهرامی باز از اینکه خطر زندان و بازداشت هست گفت که گفتم برادر من وقتی آمدم اینجا و الان نشسته ام جلوی شما یعنی آمادگی همه اینها را دارم و احساس می کنم حتا در داخل اوین هم بهتر می شود کار کرد تا در این بیغوله غربت ! گفت بنویسم اینرا و نوشت در دفترش و دوباره آقای ابراهیمی با آستینهای بالا زده شده برای وضو و نماز آمد و گفت فردا برگه عبور حله و میتوانی پس فردا ایران باشی !
هنوزم باورم نمیشه یعنی من سه روز دیگر ایرانم !
در تمامی این مدت فکرهایم را کرده ام و اصلا دیگر برایم هیچ چیز اهمیت ندارد اینکه دیده ام عده ای میگویند دیوانه شده ام و یا باز عده ای میگویند سناریوی رژیم هست و ... و البته بسیاری هم قبول کرده اند که این تصمیم تصمیم عاقلانه ای هست
پی نوشت :
از سفارت که بیرون آمدم به خانه مان زنگ زدم و خبر بدم که دارم می آیم که مادرم خبر فوت عمه نازنینم را داد ، عمه ام سالها در بستر بیماری بود و حالا آرامش ابدی یافته است برایش طلب آمرزش کنید و خدا رحمتش کند گرچه دیدارمان به این دنیا وصال نداد ولی حداقل فکر اینکه می توانم بزودی بروم و در مراسمش شرکت کنم کمی آرامم می کند 

25 نظر:

ehsan mosalli گفت...

سلام
آقای ابراهیمی خیلی میخوامت امیدوارم اتفاقی برات نیفته و بتونم ببینمت

ناشناس گفت...

من که با خواندن این پست ها استرس گرفتم! ان شاالله که همه چی به خیر بگذره!
فقط یه سری پروکسی و آنتی فیلتر از اونجا سوغاتی بیار لازمت می شه D:

ناشناس گفت...

اميرفرشاد جان، از سر دلسوزي بهت پيشنهاد ميكنم الان به ايران نرو. مطمئن باش سرنوشتي بهتر از حسين درخشان در انتظار تو نخواهد بود. وجود تو و امثال تو در خارج از كشور كه جنايتهاي حكومت اسلامي رو افشاكنند، بسيار واجبتر از بودن در اوينه.
بماند كه هنوز قسمت دوم فيلم حاجي گلستاني رو منتشر نكردي :)

ناشناس گفت...

داداش من برنگرد، بی خیال، اینا اذیتت می کنن

ناشناس گفت...

امیر جان برایت از صمیم قلب دعا میکنم. سفر به خیر

ناشناس گفت...

نرو سرباز. جبهه اصلی همین اپوزیسیون خارج از کشوره. اگه همه آدمهای صادق و دلسوز و فهمیده این جبهه رو ترک کنند می مونه یه لشکر فسیل عقده ایی. تو میخوای خونت اونا بریزن، این فسیل ها بعد بیان جاش؟

ناشناس گفت...

چه جالبه! داستان برگشتنت درست مثل داستان برگشتن حسین درخشان شده!

اون هم اولش یه وبلاگ درست کرد که فیلتر نباشه. بعدش به خوشی برگشت و می خواست بره شهرری زندگی کنه. البته در این مورد شاید با هم فرق داشته باشید. اون از شمال شهر می خواست بره جنوب شهر و تو احتمالاً برعکس.

این هم اوج دگرگونی شما! راستی از حسین خبر داری؟ حالش چطوره؟ قطعاً اوضاعش خیلی توپه که تو هم به هوس انداخته که راه اون رو تکرار کنی!

ناشناس گفت...

میشه کاغذ مربوط به برگشتنت رو که از سفارت گرفتی‌ توی وبلاگ بذاری + بلیت برگشت

ناشناس گفت...

نيا پسر جووووون نييييييييااااا
فكر كردي اينجا چه خيره.
واست دعا ميكنم. مراقب خودت باش

ناشناس گفت...

جالب اینه که شما باید اعلام کنید که دارید بر می گردید. نمی دانم منظورتان از اینگونه اعلام عمومی کردن ها چیست؟ این هم یک پروژه ی قهرمان سازی دیگر. خوب از دو حال خارج نیست. یا اینکه پارتی تان در داخل کشور کلفت است و آکبند خواهید ماند یا اینکه پارتی تان کلفت نیست و در اینصورت هم سلولی درخشان می شوید. به هرحال مطمئنم که پیه اش را به تنتان مالیده اید. اما واقعا اگر قرار بود که صدمه ای بخورید مطمئنا سفر خود را اعلام نمی کردید. شما روحیه تان با آن درخشان ببوگلابی خیلی فرق می کند. تنها می توانم بگویم که مشخصا آدم قابل اعتمادی نیستید. تا آینده چه پیش آورد. سفر به خیر

Eric Calabros گفت...

تو به عنوان یک انسان مختار، حق خودکشی داری، پس اعتراضی نیست. از اختیارت استفاده کن.

ناشناس گفت...

فقط برايت آرزوي سلامتي مي كنم.
اميدوارم كه هيچ اتفاقي برات پيش نياد.
البته چون خودت گفتي كه آماده هستي مي دونم مي توني تحمل كني
علي يارت..

ناشناس گفت...

برای خودکشی راههای بهتری هم هست.یا باید باور کنم یا بدت نیادا دیوانه شدی یا مارو گرفتی.به هر حال ازاده باش

Niaz گفت...

پر من باز...ولی‌ رفته زیادم پرواز...من که پرواز ندانم چه کنم با پر باز

هر چه صلاح خداست ...برات پیش بیاد...امین

ناشناس گفت...

تا دیروز خیلی قبولت داشتم ولی از امروز به چشم سرباز تحمیلی گمنام اقا میبینمت
دیروز بخاطر چند حرف بقول خودت شکنجه شدی امرروز بخاطر افشاگری ها و فحاشی ها حتما مدال افتخار بهت میدن ؟
اگر دین ندارید ازاد مرد باشید

محسن گفت...

امير جان
واقعا به شجاعتت و درايتت غبطه ميخورم.
اميدوارم كه هيچ وقت از بازگشتت به ايران عزيزمون پشيمون نشي و سلامت و تندرست باشي.
واقعا حرفهايي كه ميزني چشم من يكي رو كه خيلي باز كرد و واقعا از خودمون خجالت كشيدم كه سرمون رو كرديم زير خاك و .......

هميشه سبز و پايدار باشي دلاور
بازگشتت به آغوش وطن هزاران بار مبارك و ميمون

ناشناس گفت...

سلام آقای ذاکری من یک خبر را خواندم که امیر فرشاد ابراهیمی داره بر میگرده ایران و اصلا از اول هم نفوذی اومده بوده درسته ؟

با تشکر هومن از لندن



اگر ابراهیمی برود چه به زندان و چه زیر شکنجه جدا از قهرمان بودنش حتما درس عبرتی خواهد بود که نامش بیعت اکبر باید نامیده شود و درسی آموزنده برای بقیه جوان ایرانی و مفید برای آینده دموکراسی در ایران که بدانند در خارج از کشور حلوا خیرات نمی کنند و بوئی که به مشام جوان ایرانی میرسد بوی حلوا نیست سر سگ دارند می سوزانند....ذاکری




سلام هومن عزیز بنده هم از این داستان خبر دارم و عقل سالم میگه صبر کنیم ببینیم آیا میره یا داستانه اگر رفت از نظر من بدون اینکه بخواهم به خیانت و یا همکاری با رژیم و یا غیره متهمش کنم اولا کارش را بسیار پسندیده میدانم چونکه واقعا خط مبارزه واقعی درون ایران است نه نشستن در خارج ازکشور و نوشتن و بعضی اوقات دل را به چند تا مصاحبه خوش کردن چون تمام این داستانهای بیرون از ایران و اپوزیسیون بازی مخصوصا در باره ایران یک کلک و کلاهبرداریه و جبهه آزادی در همان ایران و خط مقدمش سلولهای انفرادی و از کف همان سلولهای انفرادی است که میشه آزادی و دموکراسی را به ارمغان آورد .

در بخش دیگر من به شخصه بدلیل کار کارشناسی و اطلاعاتی معتقدم بایستی ظرفیت تحمل رژیم چه در اطلاعات سپاه و نیروی انتظامی و وزارت اطلاعات با حجمه رفتن به زندان و بازجوئی پس دادن آنقدر زیاد و گرفته شود که رژیم به نفس نفس بیافتد که پس از انقلاب سال ۸۸ و جنبش سبز این نبرد بین جنبش سبز و رژیم آغاز شده و جنبش سبز نیاز به پشتیبانی مخصوصا در جبهه نخست یا خاک ریز اول دارد یعنی گسیل شدن و به دامان سلول انفرادی رفتن که بدین ترتیب فشار و اعتراضات گسترده تر خواهد شد و کنترل از دست آنان بدلیل فهم ناصحیح حتما خارج خواهد شد شک نکنید که آنها اشتباه خواهند کرد و نباید جبهه مبارزه ای که موسوی و کروبی در خط اول آن قرار گرفتن خالی از سواره و پیاده نظام گردد.

در نهایت اگر ابراهیمی بدین شکل و مضمون و افکاری که مطرح کرده به ایران برود چه در صورت زندانی شدن و یا شهید شدن همیشه ماندنی خواهد بود ولی اگر نرفت و ماند فرقی نمیکند که آیا مامور رژیم بوده یا نه که از نظر من خیر ایشان مامور رژیم نبوده و صرفا بلحاظ گسترده بودن لابیهای اطلاعاتی رژیم در صفوف اپوزیسیون نتوانست و نگذاشتن راه صحیح را انتخاب و ادامه دهد و حتی بر علیه خود من هم تاخت ولی اشکالی ندارد و امیدوارم مثل هر ایرانی دیگر هر کجا که رفته و میرود در صحت و سلامتی به زندگی ادامه دهد.


از نظر من ۳ سناریو پیش روی اوست به محض ورود .

۱- بازداشت در فرودگاه به دلیل جرایم و پرونده های نیمه تمام قبلیش و در ادامه بازداشت شروع شدن بازجویی ها در مسیر چرا و چکونگی ۷ سال خارج نشینی .

۲- رژیم با آزاد گذاشتن ورود او خود و دموکراسی احمدی نژادی را به نمایش بگذارد چون ۱۰۰ در ۱۰۰ رژیم این کار ابراهیمی را سازمانی تلقی خواهد کرد نه فردی و امکان این برخورد وجود دارد .

۳- در حالت سوم امکان اینکه سازمانهای دفاع از حقوق بشری و همچنین اداره پناهندگان در کشور آلمان با توجه به سوابق ایشان و نگرانی از جان ایشان از رفتن ایشان جلوگیری بعمل بیاورند.


ولی عقل سالم من می گوید ابراهیمی بدون تعارف مشمول گزینه اول خواهد شد و برایش آرزوی صبر و تحمل میکنم و خوب میدانم که تحمل او خوب است

....ذاکری

"

ناشناس گفت...

سلام فرشاد جان
واقعا دمت گرم بابت شجاعتت دلم ميخواد گريه كنم.
ايران آزاد برامون شده رويا اميدوارم سالم و سلامت سرنگوني ابلهان ذا ببينيم.
داداش آرزوم تنها ديدنت توي ايرانه
مرگ بر خامنه اي

رضا دزفولی گفت...

سلام آقای ابراهیمی
تصمیمتان کاملا درست است. برگردید.یعنی خونتان ازباکری وهمت سرختر است؟نهایتش این است که کشته میشوید.مگر نه جبهه رفتید برای شهادت ؟
یادتان نرود درباغ شهادت هنوز هم باز است.
نگران هم نباشد ما خیلی دوستتان داریم بویژه خودم که ازفروتنیتان و ازاینکه خودمم نیز یک زمانی مانند شما عضو مثلا بسیج بودم و پی به فساد این گروه بردم
کاشکی جای شما بودم.

پرویز گفت...

پرویز
اولن که انتخاب شماست و قابل احترام و در این مورد فضولی نمی کنم.

تیتر اخبار کیهان، فارس، رجا نیوز، برنا، جهان نیوز، تابناک، بولتن،صداو سیمای جمهوری اسلامی؛ برنامه بیست و سی

اعتراقات متهم پرونده نوارسازان
فیلمهای افشاگرانه در مورد شما


متهم پرونده نوار سازان از وابستگی به صیونسیم بین الملل، سیا، اینتلجنت سرویس، ام ای 6، موساد،وچه وچه و چه پرده برداشت

اپوزیسیون متهم پرونده نوار سازان را ترد کرد
امیر فرشاد ابراهیمی عنصر وابسته به بیگانگان خود را به سربازان گمنام امام زمان تسلیم کرد

سرنوشت:

دو سرنوشت در انتظار شماست

1 رژیم برای برگرداندن دیگر بظاهر مخالفان خود بمانند حسین درخشان تسهلاتی در اختیارتان خواهد گذاشت و میشوید یکی تو مایه پیام فضلی نژاد

رژیم شما را برای عبرت دیگران محاکمه و مجازات می کند

ناشناس گفت...

میای اینجا برای چی؟؟؟؟
خیال کردی این جا چه خبره؟؟
عدل علی(ع)؟؟؟؟؟؟؟

دوستی خوب نوشته که:
متهم پرونده نوار سازان از وابستگی به صیونسیم بین الملل، سیا، اینتلجنت سرویس، ام ای 6، موساد،وچه وچه و چه پرده برداشت

بمون همون جا!
هر کسی باید هر جا هست وظیفه اش رو انجام بده!

یا علی

apar گفت...

بر نگرد عزیز!!

ناشناس گفت...

از صمیم قلب امیدوارم موفق باشید و مشکلی برایتان پیش نیاید.
با آرزوی خوشبختی
خواننده ی قدیمی گفتنی ها

ناشناس گفت...

من زیاد از سیاست سر در نمی آورم ولی می دانم بدترین بلایی که بر سر ایران آوردند این بود که فرزندانش را آواره کردند. بیش از پنج میلیون ایرانی از کشور خارج شده اند. اگر همین پنج میلیون نفر به ایران برگرداند ایران درست می شود. هم میهنان گرامی در خارج از کشور اگر شاه هم باشید، باز هم در غربت هستید. برگردید هم میهنان، مام میهن به شما نیاز دارد. به امید روزی که همه ما ایرانیان در کنار هم زندگی کنیم. به امید ایرانی آباد و آزاد!

ناشناس گفت...

CHERA ETELA RESANI NEMIKONID PAS KOOSH AMIRFARSHAD???? MAGE PANJSHANBE RAH NAYOFTAD ? SHAYAD KHALI BASTIN HAN?????