امروز روز سومی بود که به سفارت می رفتم برخوردها البته به مراتب از دو روز قبل کمی بدتر و حتا خشن تر شده بود برگه عبورم را نمی دادند و می گفتند برو همانطوریکه آمدی برگرد ، بازی ام می دادند وقت کشی میکردند سه ساعت برای نماز و نهار معطلم کردند بلیطم را می گفتند شرکت هواپیمایی تائید نکرده بعدا که خودم تلفنی در حضورشان زنگ زدم به شرکت هواپیمایی گفتند باشه ولی الان دیگه مسئولش نیست بعد گفتم خودتان دیروز گفتید همه چیز حل هست و آقای بهرامی گفته کارم را انجام بدهید که یکهو معلوم شد همان آقای بهرامی اطلاعاتی نامش را اشتباه به من گفته بوده و همکاران هم درجریان نبوده اند و نامش مهرابی است !
خلاصه کار متاسفانه به داد و فریاد کشید عصبی شدم آنها تهدید کردند بروم بیرون وگرنه به پلیس زنگ می زنند من گفتم بزنید نهایتا پلیس میخواهد دیپورتم کند دیگر ؟
در این کشاکش متاسفانه کار به درگیری و شکستن شیشه و ... کشید گفتم برگه ام را ندهید از اینجا خارج نمی شوم و نشستم رو زمین !
یک ساعتی گذشت یکی دیگر آمد و گفت ای بابا آقای ابراهیمی شما ناسلامتی چنین هستید و چنان و خلاصه زبان بازی و برگه ای را آورد که امضا کن داری برای عیادت پدر بیمارت می روی نوشتم اسم بیمارستان و تلفن بیمارستان پدرم را هم گرفتند و حتا اضافه کردم که عمه ام فوت کرده و می خواهم زودتر به مراسمش برسم و نهایت با همه تلخی ها و مسخره بازی هایشان و دست آخر تهدید همان آقای ابراهیمی که دیروز خندان و خوشرو بود که برو ایران حالت را جا می آوریم برگه عبور را گرفتم !
بله حالا همه چیز برای رفتنم محیاست !
اما چند کلام ، ابتدا یک خاطره را می گویم :
در کشاکش همان روزهای سخت بازجویی و زندان که در اوین بودم یکروز مرا برده بودند برای مثلا بازجویی که بیشتر به تعزیر و شکنجه می ماند وقتی کارشان تمام شد و من را تحویل مامورهای بدرقه دادند تا به سلولم برگردانند که آن روزها در بند 240 بودم من همانجور داد و بیداد میکردم که شما انسان نیستید و ... بهمراه ماموران آقای ملاحسنی مسئول اطلاعات زندان اوین هم بود ، وقتی حال مرا دید گفت برای چی داد میزنی ؟ گفتم ببینید چه کرده اند ؟ جای سیلی بازجو هنوز روی صورتم بود که گفت : خوب که چی ؟ زدنت دیگر ؟ توقع داشتی چکار کنند ؟ مگر زندانی سیاسی نیستی ؟ مگر کار سیاسی نمی کنی ؟ مگر به کارت اعتقاد نداری ؟ گفتم بله دارم ، گفت خب کسی که حاضر نباشه برای اعتقاداتش هزینه بکنه و و چک بخوره به نظر تو آدم جالبیه ؟ !
شاید دهسال از آنروز که این حرف را زد می گذرد و این حرف واقعا آویزه گوش من شده و برایم واقعا نکته خوبی بود !
در زندگی ام شاید سه بار از جان خودم گذشته ام و از هر سه بارش هم پشیمان نیستم ، یکبار اسفند سال 1366 که از خانه فرار کردم و رفتم جبهه ، بار دیگر تیر1378 که می دانستم چه عواقبی پشت سرش هست و از انصار حزب الله جدا شدم و دست به افشاگری زدم و بار آخر سال 1381 که از دست ماموران فرار کردم و پای پیاده از ایران گریختم از هیچ کدام پشیمان نیستم و حالا از یک راه طی شده تصمیم گرفته ام به کشورم بازگردم ، برای همه اینها هزینه دادم هزینه های فراوان برای اعتقاداتم برای ارزشهای زندگی ام هیچ وقت به حرف دیگران توجه نکردم به کف زدنهای دیگران و به تف و لعن های دیگران ، من نه برای تفریح و فراغت به خارج آمدم و نه برای پناهندگی و گوشه دنج و عشق خارج از کشور بودن ، آن زمان فکر می کردم در خارج از کشور می شود مبارزه کرد ، فکر می کردم در خارج از کشور می شود با توجه به آزادیهایی که انسان دارد برای وطنش موثر تر واقع شود ، نمی دانم شاید خیلی ها موثر باشند و موفق باشند نمی خواهم حالا همه ایرانیان خارج از کشور را زیر سئوال ببرم خودم را می گویم لا اقل من یکی در جهت تلاش برای آزادی میهنم در خارج از کشور موفق نبودم همه کار من در خارج از کشور در طی این سالها افشاگری و نوشتن و چاپ مقالات بود که فکر می کنم در داخل هم می توانستم اینها را بنویسم .
دست آخر اینکه برای بار چهارم هم حالا می خواهم قمار جان بکنم یا می برم یا اینکه می بازم که در هر صورتش فکر می کنم از این روزمره گی و دور از گود نشستن بهتر است .
نمی دانید در این یکسال چقدر غبطه خوردم به حال کسانی که شجاعانه در کف خیابانها اعتراضشان را فریاد می کردند حالا دیگر نمی خواهم فقط بشینم و نظاره گر باشم ، بگذار بگویند دیوانه ام ، بگویند مامورم ، بگویند این هم ترفند است و ... من به راه و اعتقادات خودم ایمان دارم نه حرف دیگران .
22 نظر:
salam man nemedanam ke chera in kar ra mikhavahi bekoni - vali khili ha migouiand ke shoma dar hal film bazi kardan hasti va aslan nemekhahi ke be iran bargardi - aghay doktor dalil kar shoma baray khod shoma mohem ast vali lotfan agar tamam in karha faghat film bazi kardan ast lotfan begoiid - emroz ba ieki az dostan dar manzel dost degari dar hanover bodem va in dost goft tamam harfhay shoma derogh ast - dost degari goft shoma hanoz belet nadared - va in tor bargeh hay sefarat baray modat besyar mahdodi ast - va be yek kaghaz faghat nemeshavad ke aktefa kard - nemedanam - aya javabi dared baray hameh in hrafha ? agar javabi dared lotfan bayan konid va laghal momken beged belit shoma baray raftan che tarekhi hast va agar emkan darad beleit ra ham dar ( bazgasht ) begozared - nemedanam dar in chand roz har kasi majeray shoma ba khabar hast migoiad derogh ast - lotfan be in hameh harf yek javab ghaten konandeh bedahid - ayam khosh
ایران به داشتن تو افتخار میکنه پسر
برو که دست حق به همراهت
خدا پشت و پناهت باشه عزیز
ببخش که اینو میگم
ولی آقای دکتر امیر فرشاد ابراهیمی
آیا واقعا بعد 40 سال سن و داشتم این همه درایک و درک و فهم
فکر می کنی در صورت برگشتت به ایران می تونی بری تو خیابون و هم پای ملت داد بزنی !!
امیر فرشاد من هیچ وقت به صداقت شما شک نکرده ام. متاسفانه یک سری از ما ایرانی ها حتی برای اپوزسیون هم خودی و غیرخودی تعیین می کنیم. اما تو اگر به سخن باقی در زندان دقت کنی متوجه میشی که هنوز فرصت رفتن به ایران فرا نرسیده. استقامت مردم در تهران هر انسانی رو تشویق میکنه که بره به کمک اما برگشت تو خودکشی هست و خواهشا با این کارت یک نکرانی دیگه به نگرانی های مردم اضافه نکن. تو اونجا میری و انها تو رو میگیرن و انفرادی می برن و فشار میارن که اعتراف کنی. آیا خانواده ات تحمل این رو دارن؟ خواهشا یه تجدید نظری بکن هنوز خیلی چیزها مونده که تو باید به امثال من یاد بدی تا راه مبارزه با این دیکتاتوری رو یاد بگیریم من شاید اگه تو نبودی 40% اطلاعاتی که الان در مورد این رژیم دارم بدست نمی اوردم. خواهشا برنگرد و یک مدت دیگه صبر کن. همه آدم ها یک جور نیستن در همون تهران هم باید کلی گشت تا یک آدم با مرام پیدا کرد. ازت برادرانه خواهش میکنم فعلا صبر کن تا ببینیم دیگه خدا قرار هست چه بلایی سرمون بیاره.
ارادتمند
ba arz e salam , nemidoonam chi begam , vali faghat hamin ro midoonam ke oonha behet rahm nemikonan , raftan be iran khoobe vali na dar in sharaiet e mojood , dar tasmimet tajdid e nazar kon , ya hade aghal ba 4 ta adam ke oonvar mishnasi mashverat kon , take care
آقای ابراهیمی بیایید برای یکبار هم که شده مردانه حقیقت رابگو که تاکنون هم از طرف حکومت اسلامی در ماموریت بوده ای واکنون در ادامه ماموریت باید به ایران باز گردی.
واقعا خنده ام میگیرید آنهایی را که هنوز می گویند تو مامور رژیم بوده ای چقدر ابله هستند چقدر کوته بین نمی دانم دلیل و مبنایشان که می گویند تو مامور رژیمی چیست ؟ خوب یک مامور باید کتری انجام داده باشد در سر تا سر حضورت در خارج از کشور یک لحظه از جمهوری اسلامی دفاع نکردی و همه اش بر ضد آنها بوده یعنی رژیم یک مامور را فرستاده که در خارج بر علیه اش فحش بدهد و افشاگری کند ؟
امیر جان به حرفهای اینها توجه نکن اینها از اینکه بازارشان کساد بشود و تو برگردی و ثابت کنی مبارزه فقط و فقط در داخل کشور هست می ترسند برو دلاور برو فرزند رشید کشور خدا پشت و پناهت
برگشتنت در اين شرايط كاملاً اشتباهه، مگر اينكه واقعاً از روي عقل و برنامهي معيني داري اين كار رو ميكني
radiffff
صراط مستقيم بيزارم و ازش احساس چهارپايي رو مي كنم كه هروز تا به شب تكرار مكرر مي كنه ، تحسينت مي كنم كه خلاف جهت آب شنا مي كني و هر تهمتي رو به جان مي خري ،آرزو دارم در اين مسافرت به ناكجا آباد در ركابت باشم، مي خواهم در همه معادلاتي كه تو برمحالات خط بطلان كشيدي با تو هم قدم شوم , دوستان عزيز به جاي برچسب زدن به ايشون براشون دعاي خير کنيد گذشته ها گذشته و من به ايشون افتخار مي کنم که مثل يک عده نيستند که به اشتباهاتشون اعتراف نکن و سال هاي سال به ترسشون نام وجدان و وظيفه رو بدن و بيهوده زندگي کنن پس به جاي اتهام و ياوه گويي به اصلاح خودتون بپردازين ما ايراني ها ياد گرفتيم فقط همديگه رو متهم کنيم چشماتون رو باز کنيد همه چيز داره از بين ميره دست از اين برچسب گذاري ها برداريد
سلام اميرجان
خيلي از شخصيتت خوشم مياد چه مامور رژيم باشي چه نباشي ! هرچند بنظرم تو خودتي و متعلق به جناحي نيستي و طرف حقيقت هستي
دلم ميخواست يه نكته اي رو بهت گوشزد كنم. ميدونم كه حواست جمع تر از ايناست ولي براي آرامش دل خودم ميخوام بگم.
حواست باشه كه مزدوراي رژيم ديكتاتوري ايران براي ايجاد كردن جنگ رواني توي ذهن تو دست به هر كاري ميزنن! براي مثال ميگم ممكنه خودشونو به جاي مردم عادي جا بزننو بيان اينجا پيغام بزارن و بگن تو ماموريت داشتيو داريو داري دروغ ميگيو از اي چرت و پرتا !!
و هزار تا كار ديگه براي درست كردن جنگ رواني توي ذهنت اميرجان
مراقب باش تا همه چيز رو آناليز نكردي و مطمئن نشدي كاري نكني كه اونا كيش وماتت كنن
هر كاري خواستي بكني قبلش بدترين وضعيتش رو بررسي كن بعد راه حل براش پيدا كن و بعد انجامش بده تا اگه بدترين وضعيتي پيش اومد برگ برنده دست تو باشه !
اميدوارم حواست به همه چي باشه
سعي كن از دوستان مطمئن و با صداقتت كمك بگيري تا اگه يه وقت رژيم ايران خواست حذفت كنه با چالش خيلي بزرگي روبرو بشه كه براش مقرون به صرفه نباشه حذف و يا شكنجه ي تو
برات آرزوي موفقيت ميكنم اميرجان
mohaya ba heye do cheshm neveshte mishe!!!!
khoda neghahdarat bashad.
با سلام
من احساس می کنم مطالب وب لاگ شما صادقانه نوشته شده است. به هرحال من مطالب زیادی یاد گرفتم. به عنوان یک ایرانی که گمنام هستم از شما تشکر می کنم . شاید هزاران ایرانی دیگر مثل من در مورد شما اینجوری فکر می کنند. ولی اپوزسیون خارج از کشور به رسانه دسترسی دارند و ممکن شما آدم نامطلوب معرفی کنند. فقط می خواستم بگم حضور شما در خارج بی اثر نبوده و حداقل از خیلی ها مفیدتر بوده است(افشاگریهای شما). به هر حال هر تصمیمی که می گیرد امیدوارم موفق باشید. خدا پشت و پناه تان باشد.
سلام آقای ابراهیمی
خیلی خوشحالم می بینم قصد بازگشت دارید. نمی دونم احساسم رو چه طوری بیان کنم.
راستش من با گفتنی ها چند ماه بعد از انتخابات و به واسطه لینکی که در یک وبلاگ به سایت شما داده شده بود، آشنا شدم. وقتی مطالب شما را خواندم ،تفاوت آشکاری میان شما و سایر مخالفان شناخته شده یافتم. وقتی خاطرات جبهه شما را خواندم شما را متفاوت از تمام مخالفان یافتم. وقتی مطلب شما را راجع به سیدنا شهید آوینی خواندم شما را حتی از خیل مخالفان بی ریشه و منفعت طلب جدا کردم و در صف منتقدان جدی نظام دانستم.
من وقتی دوستانم روزنامه کیهان می خوانند و گاهی مطالبی از شما را در آن به عنوان یک مخالف با ذوق و شوق می خوانند، گفته ام که امیرفرشاد ابراهیمی با بقیه مخالفان فرق دارد. او به ارزش ها قائل است و روزگاری در جبهه بوده و شهید آوینی را قبول دارد و ارزش ها را می شناسد و دلیل فرارش هم همانطور که در وبلاگتان منعکس کرده بودید، طوری که نخواهند مرا به جانبداری از شما متهم کنند، بیان می کردم. خلاصه که نوشته های شما از دغدغه مند بودن شما و دلسوز واقعی انقلاب اصیل و اسلام ناب محمدی حکایت داشت برای من./ مطالبی که در مورد بازگشت به ایران نوشته بودید نشان داد که در اجرای این تصمیم، به ایمان و اعتقاد کامل رسیده اید هرچند اگر کیهانیان و امثالهم بخواهند با آب و تاب ورود شما را به مانند مخالفان ناصالح و پست انقلاب جلوه دهند اما امثال من که عقل خود را حاکم کرده اند، نیک می دانند حقیقت چیست.
امیدوارم و از خداوند می خواهم اتفاق بدی برای شما نیفتد و رنج تحمل غربت و نگاه های توهین آمیز این سال ها در ایران برای شما جبران شود.
آقاي ابراهيمي با سلام
من افتخار آشنائي با شما را ندارم اما از اول پيگير اخبار در مورد شما بودم و نهايتا گفتني هاي زيبائي كه داشتي را مطالعه كرده و رونوشت برداشته ام آيا با برگشتن شما مشكلي حل خواهد شد مثل هزاران هم وطن آزاده صدايتان را خفه خواهند نمود و از اين بدتر مجبورتان ميكنند كه خود زني شخصيتي و يا مسخ شخصيتي كنيد آيا بهتر نيست با ادامه دادن گفتني هايتان رسالت خودتان را ادامه دهيد و يك درخواست اينكه در مورد اين تازه بدوران رسيده هاي خبرنگار اخبار 20 :30 هم مطالبي را كه ميدانيد نشر دهيد
آرزوي سلامتي شما را دارم . عامر
یا احمق و دیوانه ای که با وجودی که می دانی فورا دستگیر می شوی، داری می ری؛ یا مامور بودی آن طور که خیلی ها می گویند، در صورت اول که خوب شاید قابل ترحم باشی برای عده ای و در صورت دوم که داری به کارت ادامه می دهی، اما شخصا از همان ابتدا که برات کامنتی گذاشتم که هرگز منتشر نکردی، ازت بدم میومده و حالا هم که در اثر افسردگی زندگی در سیستم اروپا که به گریگوری ها نمی سازه داری برمی گردی یا برای مزدور بودنت، باز هم ازت بدم میاد. امیدوارم دنبال ماجراجویی تازه نباشی تا باز سر زبون ها بیوفتی یک عده ساده لوح را نگران خودت کنی. همانطور که آن حودر ابله تا کانادا بود حرف مفت می زد و مورد تنفر بود، بعد که رفت و دستگیر شد توسط همکاران مزدور خودش شد اسباب نگرانی یک عده ساده دل هالو.
این نوشته ات نشون میده که هنوزم حاضر نیستی برای اعتقادات هزینه کنی. (البته چه اعتقادی!)
موفق باشی. تو و حسین درخشان هر دوتون از آوینی حرف میزنید و هر دوتون هم به ایران برگشتید. فکر کنم اینها به هم بیربط نباشه.
حسین درخشان هم داشت برمیگشت که مبارزه کنه. مبارزه با باند رفسنجانی و در کنار احمدی نژاد بایسته. منتها شما کلا شمشیر رو برای همه از رو بستید. درخشان که هنوز توی زندانه. امیدوارم شما بتونید زودتر خودتون رو خلاص کنید.
سلام آقا فرشاد!
دلیل رفتنتو من نفهمیدم،
اما با ورودت به ایران اگه دستگیر شدی نشون میده به کل بریدی چون در این صورت نه اجازه وبلاگ نوشتن بهت میدن نه اعتراض نه چیز دیگه و به نظر من غربت هرچقدرم سخت باشه بهتر از کنج زندان اوین هست.
اما اگه دستگیر نشدی نشون میده که یه مامور از جنس خودشونی همین.
آقای ابراهیمی ؛ من شما رو نمیشناسم و ازوبلاگ شراگیم هم پام به اینجا باز شد و برای اولین باره که دست نوشتتون رو می خنم اما اول از همه به خاطر شجاعتی که دارید به خرج می دید و دادید بهتون تبریک می گم ولی فکر نمی کنید از همان راه دور مبارزه کردن هر چند کم خیلی بهتر از حواله شدنتون به اون دنیاست ؟
مطمئنم متوجه منظورم شدید ... این روزها, روزهای ریسک کردن نیست .. با گوشت جلوی توپ شدن هیچ تحولی اتفاق نمی افته .
آقای ابراهیمی، قبل از این سر جریان پرونده نوارسازان اسمتونو شنیده بودم ولی الان بعد از مدتها از وبلاگ شراگیم به این جا امدم، باهاش موافقم که گفت:
"فقط کافیست فکر کنیم همه اینهایی که امروز اپوزیسیون و خارج نشین هستند تصمیم بگیرند به ایران برگردند و پای همه هزینه های احتمالی آن هم بایستند..."
ارسال يک نظر