یکشنبه ۲۰ ژوئن ۲۰۱۰

بجای نصیحت دعا کنید


این چند روزه مدام به گردش و انجام کارهای نصفه نیمه و ناتمام گذشته مشغول بودم و امروز البته در گفتنی ها تنبلی را کنار گذاشتم و مطلبی را که چند روزی در فکرش بودم بنویسم را نوشتم .
دلم میخواهد این چند روز هم زودتر بگذرد و تاریخ بلیطم برسد  بلیطم برای پنچ شنبه بیست و چهارم هست از فرودگاه برلین از همه دوستان عزیزم هم که مرا نصیحت می کنند و می دانم واقعا دلسوز من هستند که نرو و این حرفها خواهش می کنم بجای نصیحت کردن که نتیجه ای ندارد و من تصمیم را گرفته ام برایم دعا کنند
همین

37 نظر:

ناشناس گفت...

برایت دعا میکنم امیر جان. یه سوال دارم و آن اینکه : در این مدت چند سال آیا ممکن بوده مطلبی علیه یا له کسی در وبلاگت نوشته باشی که بعد بفهمی با توجه به منابع اطلاعات شما در مورد شخص یا گروهی تهمتی بی دلیل زده اید یا اینکه کسی را ستوده ای که شایسته آن نبوده؟
اگر چنین بوده بهتر نیست که تا پیش از اینکه این فرصت از دستت برود موضوع را در همین جا برای خوانندگان ات روشن نمایی؟
متشکرم

ناشناس گفت...

آقای ابراهیمی چرا کامنت مرا در پست قبلی تایید نکرده اید? توروخدا شما دیگه تو این بازار داغ فیلترینگ ما رو از تیغ سانسور رد نکنید

دختری از ایران گفت...

آقای ابراهیمی, من از معترضین به اصطلاح کف خیابانی! هستم که سال پیش زندانی هم شدم. فارق از حرف و حدیثها, شایعات و ادعاهای بعضا بدبینانه ایی که پیرامون بازگشت شما به ایران مطرح میشه, روش و شیوه ای که در پیش گرفتید برای من تحسین آمیزه و منطق -و صد البته احساس-ی که پشت برنامه بازگشتتون به ایران وجود داره رو ستایش می کنم.
من یه آدم معمولی هستم با دغدغه هایی متوسط که توی جهانبینیم هزینه کردن از عمر و جوانی و زندگی برای سیاست,آرمان و عقیده جائی نداره. اما یه جا به خودم اومدم دیدم بعد از آزادی از زندان دوباره دارم تو تجمعات شرکت میکنم و منفعل که نشدم هیچ, بدتر دامنه فعالیتهام گسترده شده و اینبار جدیتر از قبل شده ام. میخوام بگم درک میکنم ریسک و خطرکردنتون رو. من تو سطح خودم -یه شهروند معمولی غیرسیاسی- ریسک میکنم و شما تو سطح خودتون. مخصوصا کمتر دیدم زندان بتونه عامل بازدارنده باشه. بالعکس اونچه که من خودم تجربه کردم اینه که وقتی یکبار زندانی شی اون هیبت زندان و ترس و پیش فرضهای ذهنی اولیه ت فرو میریزه و اثرش به عنوان یه عامل بازندارنده کمرنگتر میشه. که اگه غیر ازین بود الان اینهمه زندانی سیاسی نداشتیم با سابقه بارها دستگیری که هربار آزاد شدند مثل ققنوس از خاکستر بلند شدند و فعالیتشون رو ادامه دادند و بعد باز زندان. باز آزادی. باز زندان. کسانی که«ما گر ز سر بریده می ترسیدیم, در مجلس عاشقان نمی رقصیدیم» وصف حالشونه. میخوام بگم درسته که اگه کسی از اطرافیان خودم بنا بود مثل شما عمل کنه به آب و آتش میزدم تا منصرفش کنم و جلوش رو بگیرم, اما حالا که از مرحله شک و تردید گذشتید و تصمیم گرفتید و رویش پایفشاری میکنید, فقط میتونم بگم درکتون میکنم و امیدوارم سرانجام خوبی در انتظارتون باشه.

payam گفت...

درود. وقت بخیر. اگر دوست داشتی مطلبم رو کامل بخوان. از دو سال پیش که توی برنامه صدای آمریکا آمدی پیگیر شدم و تا به امروز همه نوشته های گفتینی ها رو هم خوندم. و تقریبا حفظم... میدونید آقای ابراهیمی من براتون دعا نمیکنم نه اینکه برام بی ارزش هستین برعکس. اما به نظرم اشتباس- هنوز هم اندیشه های دینی! مخالف دین نیستم اما مخالف بی منطق بودنم. من تقریبا همه رسانه های فارسی رو گوش میدم. از سر اتفاقی که میخواد برای شما بیافته رو زیاد شنیدم. تو سالهای دهه 60 فریدون فرخزاد خدابیامرز میخواست بیاد ایران برا همین از برنامه درفش کاویانی اومد بیرون- یا یه آقایی که تو برنامه مصاحبه صدای امریکا با دکتر لاهیجی زنگ زد و گفت شما آقای حسینی رو مجبور کردین برگرده ایران! یا دکتر نوریزاده همین یکی دو هفته پیش تو برنامه خانه پدریش گفت آقایی تحت عنوان رضا ملک و یک نفر دیگر الان تو زندان اند. چمیدونم فرود فولادوند که اونم میخواست بوی وطن رو لمس کنه- حسین درخشان و هزار تای دیگه- مطمئنا بیشتر از من میدونی-یا حتا اعدامی ها- یادمه خودت گفتی تو سال 79 یک آقایی رو اعدام کردن تو زندان- افسر بود! یا آدمای دیگه...

ناشناس گفت...

پس چرا نظر من تایید نشد؟ همون که در مورد مطلبتون تو گفتنی ها بود

payam گفت...

خلاصه از نوشته قبلیم خواستم بگم فکر نکنین تو ذهنا باقی میمونین- یادمه دکتر سازگارا یه بار تو صدای امریکا گفت تو سیاسیت راحتترین کار خودکشی هست- گرچه من هیچ کدومشونو قبول ندارم نه گنجی نه سازگارا نه کس دیگه ای رو اینا همشون یه روز میگفتن میخوان بیان ایران اما الان سالهاست اونورن- حتا الان پروین اردلان هم گفته میخواد برگرده- پریروز هم این آقای ترکمان گفت خونوادشو جای امنی بگذاره بر میگرده کشور- تو برنامه دکتر نوری زاده

خاكستري گفت...

شمارش معكوس و من تا آخر خط كنارتم

payam گفت...

همینطور که میبینی من همه رو میبینم و میخونم- کاری ندارم کی هست- سازگاراس- نوری زاده اس- مدحی- سلطانی-گنجی- سروش و... من حداقل دنبال دونستنم. یادمهپارسال بعد از ترور قیطریه یه مطلب تو گفتنیها گذاشتی که جالب بود. عینا همونو پوریا نژاد ویسی هم تو برنامه هنگامه افشار گفت- خوب فکر میکنی اینا کم اهمیت داره؟ یه بار از دوران زندانت که هم سلولی با مهندس طبرزدی بودی گفتی- خوب منم قبول دارم- هم اونو و هم دکتر زیدابادی رو و البته عیسی سحرخیز! اما منظور؟ میخوای مثل اونا باشی؟ تو جایگاه خودتو داری؟ نداری! یه بار تو وبلاگت از شهید آوینی گفتی و دوران جنگ و حتا از پسر آقای خامنه ای گفتی... ببین من تمام وجودم موافقت هست با شاهنشاهی- اونم تنها بخاطر تاریخ ایران- پس میتونی درک کنی چقدر با آدمای این نظام مشکل دارم حتا با تاج زاده و این نامه آخریش! اما وقتی از جنگ نوشتی باهات کاملا موافق بودم. چون ایران رو دوست دارم- حالا یه سوال- حاضری خودتو تو جنگ تسلیم عراقی ها میکردی؟ با پای خودت راحت راحت؟ میدونم از سفارت نوشتی که میخوای بیای مبارزه با بر باد دهنگان کشور! اما راهش اینه؟ قبول دارم تو این هفت سال هر کاری که بایستی میکردی حتما کردی اما ببین هنوز یه کار انجام نشده- من برای این حرفام میرم ایمیل جدید میسازم- حاضر نیستم به شما و سایرین اعتماد کنم- فقط گوش میکنم و میبینم اما هیچ کاری نمیکنم- نه بیرون میرم- نه شعار میدم و نه چیز دیگه ای!

خاكستري گفت...

از دعا گذشته تمام رمقم براي اين انتظار سخت و براي اين حضور عزيز تمام شده نميدونم تا اون روز بازهم مي تونم نفس بكشم يا نه

ناشناس گفت...

می دونی این کار تو مثل چیه؟مثه اینه که بخوای خودت رو از یک ساختمان بلند پرت کنی تا با خودکشی راحت بشی.خب خودت ازاین کا احساس رضایت میکنی چون به نظرت زاحت میشی دیگه. بعد حالا به ما میگی وایستیم نگاه کنیم که تو خودتو پرت کنی، بعد فقط دعا کنیم که خدایا این زنده بمونه!!!1 خودت فکر میکنی این منطقیه، درسته یا اصلا امکانپذیره؟
به هر حال خود دانی ماکه دعامی کنیم حالا بابد ببینیم خدا چی میخواد

به شکوفه ها به باران برسان سلام مارا

یاشار تهرانی گفت...

سلام ..@#$ توی اون چشمای چپت..حالا میای ایران میفهمی جواب اون همه دروغ و دغل چی هست ..آخه بچه @#$ تو توی خواب هم آقای خامنه ای رو دیدی ؟ آخه مادرقهبه تو باید بیای ایران بری دکتر روانشناس خودتو نشون بدی ..تازه یه سری اوسگلو بگو که بر و بر به سایت تو نگاه میکردن و باورشون میشد هر چی میگفتی..حالا میای ایران ..توی فرودگاه میبینمت ...منو که حتما میشناسی..عملیات رمضان..اون موقع که حاجی میرفا رو مینا..منم سیما رو لخت میکردم ..توی خاک بر سر هم که همش می خواستی یه عملیات با سحر داشته باشی.در ضمن اگر مردی که میدونم نیستی ..این کامنتو بزار همه بخونن نظر بدن

غریبه گفت...

سفتی طناب دارو از همین حالا دور گردنت احساس میکنم ...موفق باشی

خاکستری گفت...

آقای یاشار که می دونم اسمت هم این نیست شما اول خودتون رو به روانپزشک نشون بدین که تو یه کوچه بن بست گیر کردین و به خزعبلات ادامه می دین دوره لمپن بازی برادر من تموم شده اگر تو مردی ساکت باش و حداقل بگذار امیر عزیز به رسالتش ادامه بده و بدون ایشون تنها نیست و من و امثال من مثل کوه پشت سرایشون می ایستیم و در برابر همچون تویی قد علم می کنیم

آنارش گفت...

بابا تو دیگه کی هستی . زدی رهبرو شیکستی
بابا تو دیگه کی هستی زدی مقدساتو شیکستی بابا تودیگه کی هستی زدی مقدساتو شیکستی. نام تو چیز کمی نیست ولی پیش رندان چیز کمی نیست.

اینجا صاحبان نام را بی نام و صاحبان معرفت را بی عزت و صاحبان عزت را بی چیزشان می کنند . من و تو که بی چیزیم هم در ان سوی و هم در این سوی ... برما چه خواهد شد که نه اینان را داریم و نه آنان را.امیدوارم بد نشود برایت. فقط معترف نشوی که محارب بوده ای و یکبارهم لبی تر کرده ای و یکبار هم زلفی به کف گرفته بوده ای که اگر چنین کنی هر کدام حدی دارد و حتی اگر همه را باهم جاری نکنند هم درانتهای اینهمه حد چیزی از تو باقی نمی ماند.

anarshist.blogfa.com

ناشناس گفت...

ياشار عزيز ، اگر شما مردي اسم واقعي و شماره تلفن واقعي ات رو براي اينكه نشون بدي جيگر داري اينجا بنويس.
حداقل امير عزيز انقدر مردونگي داره كه پاي حرفش وايسه. برادرم كم كم داره دوران شما به پايان ميرسه ، شاد هم به پايان رسيده باشه و شما هنوز به اطافتون نگاه نميكنيد.
بنويس برادرم ، بنويس تا ببينيم پشت اين همه ادعا چيه ؟

یکتا گفت...

آقا امیر، من دیروز نوشتم که از خوندن مطلب جدیدی که تو گفتنی ها نوشتی، چقدر روشن شدم. گفتم که اصلا باور نمی کردم این اتفاقات (تخریب بیت منتظری و ... ) با نظارت و دخالت خود خامنه ای صورت گرفته باشه. گفتم مصباح یزدی رو همیشه تو حالت موش مردگی دیدم و هیچ وقت فکر نمی کردم اینقدر وقیح باشه. خیلی چیزا گفتم. اما ظاهرا تایید نشد. اما وقتی می بینم کامنت های توهین آمیزی مثل کامنت یاشار رو تایید می کنی من شک می کنم که شاید خودم این کامنت رو به ثبت نرسوندم.این یکی دیگه باید به ثبت برسه.

ناشناس گفت...

فکر کنم بوی کباب به دماغت خورده و می خوای از فضای باز سیاسی ایران و آزادی نزدیک به مطلقی که احمدی نژاد ایجاد کرده سوء استفاده کنی .. اما بد بخت اینجا خر داغ می کنند یعنی داغت می کنند تا دیگه وبلاگت رو پر از دروغ نکنی ! تو اونقدر تو دروغ گویی وارد شدی که برای باور پذیر شدن دروغهای شاخدارت اونها رو به عبارات درست آغشته می کنی طوری که اکثر خوانندگان رو گول می زنی !

البته این سرنوشت محتوم همه افراطیون هست زیرا که سرانجام افراط گری چیزی جز تفریط نیست !!

بدون که تو چوب دو سر نجس هستی! و هیچ جا قبولت نمی کنن ! حالا که اون اربابای خارجی ت مثه یه دستمال مصرف شده مچالت کردن و پرتت کردن دور به سرت هوای وطن زده ! بعد از اینکه تمام مردم و مملکتت رو با دروغ هات به لجن کشیدی و از هیچ خود فروشی برای اونها فرو نگذاشتی ...

دروغگو دروغگو دروغگو...

ناشناس گفت...

سلام امیرجان/مدتیست که باهات ارتباط نداشتم /هرگز لطفت را در فیس بوک فراموش نمیکنم /لجنزاری را که در خارج از کشور دیدی منهم آنرا لمس کرده بودم /تصمیمت رااز سر ناچاری میدانم (خود بدان گرفتار بودم)اما زمان بدی را برای بازگشت انتخاب کرده ای/زیرا رژیم کارش در انتهاست (نه بوسیله جنبش سبز که با حمله از خارج وقیام بلافاصله ی مردم)ایکاش میشد این کمتر از یکسال را هم دندان روی جگر میگذاشتی؟!ونمیرفتی/از دارودسته رجوی و...بیش ازین توقعی نیست /پیشنهاد یک کهنه کار سیاسی دوتارت را بپذیر وموضوع را کنسل کن /صلاحت همینست ومقرون بهنتیجه/امیدست آنرا بپذیری///امضا //آنکه ازت خواست فیسبوکش را به شبکه هاوصل نمایی و ایمیل وپسوردش را بهت داد وآنرا انجام دادی!!!باز ازت میخواهم یکسال صبر کنی ونروی//اشتباه نکن عزیز//

ناشناس گفت...

امیر فرشاد عزیز من از طرف افرادی مثل یاشار ازت عذرخواهی می کنم. نمی دونم این آدم از چه قماشی هست، اما برخورد داشتم با لباس شخصی هایی که قیام مردم توی این یک سال اخیر ( و انداختن خودشون جلوی شیر گرسنه ی حکومت! ) رو فقط در جهت تخیله هیجانات درونی می دونستن!
این طور آدم ها نمی تونن "درک کنن" کسی مثل تو یا خیلی های دیگه "چرا" جون خودتونو به خطر می ندازین و با حکومت در میافتین!

ناشناس گفت...

negeranat hastam omidvaram
ke dar hale hazar narid ve sabr konid
movafagh bashid

ناشناس گفت...

مردیکه احمق الدنگ کثافت ، جاسوس کثیف ، آخه کدوم فرد آگاه و بالغی باور داره که تو آشغال کله میخواهی برگردی ایران ، بچه حزب الهی لجن، تو و اون بسیجی‌‌های بی‌ پدر و مادر مردم ایران رو بیچاره کردین ، حالا هم ۸ سال اومدی اینجا و داری هر چی‌ حرف پرت هست رو تحویل مردم میدی ، اخأه احمق نادان تو وجود داری برگردی ایران ؟ تو شرف داری دروغ گو ؟ چرا با ذهن چند انسان داری بازی میکنی‌ ؟ میخواهی جا تو دل مردم باز کنی‌ ؟ میخواهی در آینده که ایران نرفتی بگی‌ من به خاطر مردم نرفتم چون از من در خواست کردند که نرم ؟ آخه وجود هم نداری که این پیام رو بذاری تو صفحه نظرات . روزی چند نفر برات ناسزا میذارن که قبل انتشار پیام باید اونها رو بخونی ؟‌ها ؟ تو فکر کردی مردم احمق هستند ؟ رفتی‌ برای خود نمایی یک کاغذ از اون رئیس‌های بی‌ پدر و مادرت گرفتی‌ که میخواهی برگردی ایران ؟ ۱ هفته پیش نوشتی‌ من ۳ روز دیگه تهرانم . آخه مرتیکه احمق دروغ که حناق نیست ، تو که مرد رفتن به ایران نیستی‌ غلط میکنی‌ بگی‌ من میخوام برم . که با احساس این همه انسان که اصلا معلوم نیست اصلا وجود خارجی‌ دارند یا نه ؟ بازی کنی‌ . چون هر پیامی که داری از ناشناس هست !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ اگه شرف داری برو ایران ، بزودی زود معلوم میشه تو چکاره هستی‌ . وطن فروش کثیف . جاسوس پاسدارهای کثیف .‌ای کاش همون ۸ سال پیش که اومدی و مثل بچه یتیم گیج بودی ، و فکر میکردی داری ما رو خر میکنی‌ ، میگذاشتیم بمیری ، نه این که کمکت کنیم ، تو منو خوب می‌شناسی ، تاا حالا چند نفر رو با حرفها و دروغ گویی‌هات بیچاره کردی که الان آواره هستند ؟‌ها ؟ حالا آقای جاسوس به هدفت رسیدی ، اگه بچه پدر و مادرت هستی‌ و شرف داری که من فکر نمیکنم داشته باشی‌ دست از این دروغ گفتنهای من میخوام برم ایران بردار . اون کاغذ ۲۰ روز بیشتر اعتبار نداره و الان هم چیزی ازش نمونده . پس این فیلم بازی کردن‌ها رو بذار کنار . مردم خر نیستن یک روز گند کارت در میاد و همین مردم به آتیش میکشند ، از این فیلم‌ها دیگه بازی نکن، این کارها قدیمی‌ شد . اگه وجود داری و مرد هستی‌ این پیام رو منتشر کن ، که من می‌دونم نه وجود داری و نه مردی .

ناشناس گفت...

سلام
امیرفرشاد عزیز با اینکه وقتی مطالب گذشته ات رومیخونم که چیکار کردی دوس دارم خفه ات کنم!ولی حالا که توبه کردی ازون سالهای سیاهت،امیدوارم که خدای بزرگ پشت و پناهت باشه هرجا هستی سلامت و تندرست باشی...
رسیدی یه جورایی یه اطلاع بده بدونیم سالمی و آزاد جسمی البته!

هموطن گفت...

امیرجان راستش وقتی دیدم تو برگشت به ایران مصمم هستی و واقعا به هیچ چیزی جز برگشت فکر نمی کنی و پی ِ تمام خطرات این کار رو به تنت مالیدی و برای اومدنت هدف داری و دوست داری به خانه اصلی خودت، ایران، برگردی، گفتم عیب نداره بیا. اما حالا نظرم برگشت. الان حکومت به واسطه بسیج کردن تمام ظرفیت هاش تونسته مردم رو به نفع خودش بیاره تو صحنه و افکار عمومی رو اونطوری که میخواد شستشو بده، تو این گیر و دار اومدن تو خیلی راحت می تونه سرکوب بشه و حتی به تو اجازه ی عملی کردن اون کارهایی رو که به نیت انجامشون میخوای برگردی ایران، ندن و قطعا نمیدن. میخوام بگم ایران که بیایی همین نوشتن ساده تو گفتنی ها رو هم که خیلی ها رو روشن کرد، هم از دست میدی و دیگه هیچی ازت نمی مونه
بازم دعا می کنم و از خدا میخوام که به تو کمک کنه تا بهترین تصمیم رو بگیری

سید محمد گفت...

امیر فرشاد عزیز
جتا یک پست از وبلاگت نیست که نخونده باشم. طبعن با تصمیمت موافق نیستم چون تصور نمی کنم ایستاده مردن فضیلنی بر نشسته مبارزه کردن داشته باشه.

از میزان تهوع آوری افرادی چون مصداقی هم آگاهم. اما با این حال به درگاه خدایی که شما معتقید دعا می کنم.
امیدوارم اتفاق بدی که همه می دونیم رخ می ده زیاد برات سخت نباشه.

کیوان گفت...

امیرفرشاد ابراهیمی گرامی‌

من یکی‌ از مخالفین فکری بسیاری از دیدگاه های تو هستم.روی این مخالف بودنم تاکید می‌‌کنم تا حرف هام در چارچوب نگرانی‌‌ های کلیشه‌ای تعبیر و تفسیر نشه. اعلام تصمیم تو مبنی بر باز گشت من رو واداشت که به دو نکته فکر کنم. اول کوتاهی من ( یا احتمالاً " من"‌های دیگه ) در برخورد انتقادی سالم با انسان‌هایی‌ مثل توست که متاسفانه ( تا جایی‌ که من آگاهم ) فقط از جانب تائید کنندگان و یا فحاشان حرفه یی مورد خطاب قرار گرفته یی. نکته ی دوم - و مهم تر سوالیست که من پاسخی براش ندارم و از تو می‌خوام که پاسخش رو بهم بدی: با رفتن تو به ایران - در شرایط کنونی - کدام مشکل تو یا جنبش حل خواهد شد؟ اینکه زندگی‌ تو در این اواخر - مثل زندگی‌ بسیارانی دیگر - سرشار از اتفاقات ناگوار باشه، امریست تأسف بار. اما آیا با بازگشت تو به کام اژدها شرایط بهتری برای تو پیش می‌‌آید؟ آیا همیشه با عوض کردن "جغرافی " میتونیم موفق به تغییر تاریخمون بشیم؟

امیرفرشاد گرامی‌

امیدوارم تصمیم درستی‌ بگیری

با احترام- کیوان

ناشناس گفت...

ان شالله که به همه جوانب این تصمیم فکر کرده ای. جدا از اینکه چند پرونده نیمه تمام در ایران قبل از خروج غیرقانونی داشتی، بدلیل برخی از افتراها که در وبلاگت نسبت به اشخاص حقیقی و حقوقی مطرح کردی احتمالا شکایت هایی از شما شده و می بایست پاسخگو باشی. ولی بطور کل اینکه فهمیدی مزدورهایی که به بهانه دفاع از خاک وطن تا شب در استودیوهایشان مشغول دروغگویی و اتهام پراکنی بوده و نیمه شب هم در کاباره ها! هستند، کمکی به بقول شما اصلاحات نخواهند کرد، خود امر میمونی است که امیدوارم سبب تلطیف پرونده های قبلی و احتمالا جدید شما شود. در هر حال هر اصلاحی در چارچوب نظام و قانون اساسی و از همه مهمتر توسط افرادیکه در داخل این کشور هستند می بایست اتفاق بیافتد نه مزدوران وطن فروش!
باقی مباحث ان شالله باشد در لحظه دیدار در ایران عزیز.

خشايار گفت...

از حالا ميشه پيشبيني كرد كه پس از ورود اميرفرشاد به ايران تيتر اخبار و روند اتفاقات چطوري خواهد بود
كيهان: يكي از عوامل جاسوس سيا كه در زمان خاتمي در نيروهاي حزب الله نفوذ داشته است در هنگام ورود در فرودگاه توسط سربازان گمنام آقا امام زمان بازداشت شد. گفته ميشود نامبرده قصد داشته با تغيير چهره و نام به طور پنهاني وارد شود و به عمليات انتهاري اقدام ورزد. لازم به ذكر است كه در كيف همراه او يك فازمتر، يك متر سيم مسي و چسب برق و برخي تصاوير غيرشرعي كشف شده است
راديو فردا: اميرفرشاد ابراهيمي يكي از اعضاي سابق انصار حزب الله در حالي كه قصد ورود به ايران را داشت، توسط نيروهاي امنيتي فرودگاه بازداشت و به مكان نامعلومي انتقال داده شد، لازم به ذكر است كه نامبرده پيش از اين در سايت شخصي خود از بازگشت غريب الوقوع به ايران خبر داده بود
جمعيت دفاع از زندانيان سياسي: اميرفرشاد ابراهيمي را آزاد كنيد
خانواده امير فرشادابراهيمي: ما از محل نگهداري اميرفرشاد خبري نداريم. فقط ديشب ساعت 2 بعد از نصف شب زنگ زد و چند دقيقه‌اي بيشتر نذاشتند كه صحبت كنه و تنها گفت كه ازش خواستن تا ما با رسانه‌هاي خارجي صحبت نكنيم وگرنه حساب كارم با اوستا كريمه
پيك نت: عضو سابق انصار حزب الله به طرزي مشكوك دوباره پس از سالها فعاليتهاي مشكوك در اروپا به ايران بازگشت، ما از طريق منابع مطلع خبر دار شديم كه گويا نامبرده در حال انجام مذاكراتي پنهاني با مقامات عالي رتبه نظام است
يك ماه بعد
كيهان: اميرفرشاد ابراهيمي جاسوس موساد، از سوي قاضي صلواتي به علت تبليغ عليه نظام و مقامات نظام و نشر اكاذيب و اسناد فوق محرمانه و دست داشتن در بمب گذاري حسينه رهپويان وصال شيراز و نيز شكايت برادر هلالي به علت نشر فيلم خصوصي ايشان در كنج منزل شخصي، به اعدام محكوم شد
شبكه اول سيما: پخش اعترافات يكي از عوامل سازمان منافقين امشب قبل از پخش فينال جام جهاني
راديو فردا: اعتصاب غذاي امير فرشاد ابراهيمي در زندان اوين
تجمع ايرانيان مقيم دانمارك در مقابل سفارت جمهوري اسلامي در اعتراض به آزار ابراهيمي در زندان اوين
احمدي نژاد: نه من چنين كسي رو نميشناسم، ما اصلاً زنداني سياسي نداريم، اينها همش تبليغات دشمنان ماست كه نميخوان ما دنيارو مديريت كنيم. اگر هم چنين كسي باشه احتمالا در زمان قبل از رياست ما بازداشت شده
يك ماه بعد
خبرنامه گويا: بعد از اعترافات اميرفرشاد ابراهيمي، حكم اعدام او به ده سال حبس و صد ضربه شلاق تقليل يافت
جمعيت حمايت از وبلاگنويسان در بند: امير فرشاد ابراهيمي را آزاد كنيد
ده سال بعد
راديو زمانه: گفتگوي خبرنگار راديو زمانه با اميرفرشاد ابراهيمي در برلين، پس از آزادي او از زندان جمهوري اسلامي
................

ناشناس گفت...

salam

kaar khubi kardin daarin barmigardin

age kaaritun kardan ke belakhare taghaasiye ke baayad bekhaatere oon saalhaa alayhe mardom kardin pas bedin

age kaaritun ham nakardan ke az hamunjaa efshaagarihaayi ke nakardin ro edaame bedin makhsoosan alayhe agha mojtaba va mesbaah va shaahrudi ke mikhaan rahbar beshand

albate age tunestin va joratesh ro daashtin

be harjahat baraatoon aarezuye moaffaghiyyat mikonam o salamati va zendeh boodan

shomaa niz zarreye besyaar kuchaki az tarikh e siasiye iran boodin ke khedmat va khiaanatetoon kheyli zood sabt mishe

baazam migam kaaretoon besyaar aali bood ke bargashtin va say konin az in be baad baa gheyre mazhabi haa bishtar refaaghat konin

moaffagh baashin
Alireza

ناشناس گفت...

آقای امیر فرشاد !معتقدم زمان برای این اقدام مناسب نیست.خلاف عقل ،آموزه های سیاسی ،اخلاقی،دینی و... است.نتیجه ای هم برای آن متصور نیست.اندکی باید صبر کرد. روی یک صفحه مزایای این کار وپشت آن معایبش را بنویسید البته با تفکر ودر چند روز نه فوری.خواهید دید که تصمیمتان هوشمندانه نیست.من نه فقط برای جان خودم که برای جان همه صاحبان فکر سیاسی ارزش قائلم واین کامنت را از سر احساس مسئولیت گذاشتم.البته تصمیم گیرنده شما هستید.

امین گفت...

من یکساله که برای تحصیل از ایران خارج شدم. همیشه دلم با ایران هست و با دیدن اوضاع ایران حتا از این فاصله اعصابم به هم میریزه. برای من اینجا بودن مفیدتره. اما آقای ابراهیمی برای هر دلیلی که میخوای برگردی ایران این رو بیاد داشته باش: هممون یک روز از این دنیا میریم. خوشا بحال اونایی که "زیر شمشیر غمش رقص کنان" میرن.

ناشناس گفت...

che shod narafte?

زیتون گفت...

آقا یعنی الان ایرانی؟
توروخدا زودتر بنویس. نگرانم.
امیدوارم تو ایران انسانی باهات رفتار بشه. "انسانی" به معنای واقعی کلمه.

ناشناس گفت...

اگه وافعا تصمیمت جدیه، اگه به سیم آخر زدی اگه داری میای، فقط دلم می خواد بگم خوش اومدی ولی مگه کسی ورود به جهنم رو خوش آمد میگه؟
دوستت دارم امیرفرشاد عزیز. دلم نمی خواد با حسرت توی آرشیو وبلاگت بچرخم.

--علیرضا

قلندر اوین گفت...

خب به نظر می رسه امیرفرشاد برگشت و به آرزوش رسید و یک راست به دیدار اوین شتافت! پیوندتان مبارک!

ناشناس گفت...

من طرفدار پر و پا قرص خودت و مطالبتم.خواهشا نیا . اینا حتما 1 کاری باهات میکنن که از کشتن بدتر باشه

ناشناس گفت...

salam
chakeram
khosh oomadiy
kheyli mikhamet
mardiy
faqat yadet bashe ke bayad daste manam begiry yani komak koni va khat bedi ta yevaqt mesle 13 sal pishe to nasham .

ناشناس گفت...

سلام امیر جان امیدوارم که صحیح و سالم باشی البته بعید می دونم که این کثافت ها بگذارند RAHA