ه‍.ش. ۱۳۹۲ آبان ۱۲, یکشنبه

همه دنیا چار دیواریه ...

با عرض شب بخیر و خسته نباشید  به دستور افسر نگهبان محترم شب از این لحظه اعلام زمان خاموشی می گردد از همبندیان عزیز تقاضا داریم در طول شب ضمن رعایت سکوت و خاموشی با  ناظرین محترم سالن همکاری نمایند .اینو که بلندگوهای سالن پخش می کردند یعنی شب شده ! تو عمومی شبها بهتر از روزها بود خیلی‌ها همه شب رو بیدار بودند تا روزها خواب باشند می گفتند این جوری زندان می گذره ، اتاق ما شماره ۹۹ بود سالن پنج، طبقه دوم، اندرزگاه ۲۶۹  اوین ، بهش می گفتند آموزشگاه شهید کچویی (حالا چی آموزش می دادند واقعا نفهمیدم آخرش) اتاق یه پنجره‌ای داشت که جلوش از این شبکه‌های آهنی بود ولی از لا لوش یه چیزایی معلوم بود ، یه تصویری محو از چرخ و فلک شهر بازی ، شبها که سالن خلوت بود صدای جیغ و داد و شادی ملت از شهر بازی قشنگ می اومد تو اتاق ، مسعود بهنود یه دو هفته‌ای بود آزاد شده بود و من از طبقه اول تخت نقل مکان کرده بودم به طبقه دوم  که خیلی خوب بود حالا شبها به غیر از صدای جیغ و داد می تونستم یه تصویر محوی هم از چرخ و فلک شهر بازی ببینم و اینقدر نگاه کنم تا خوابم ببره و تو خواب ببینم که آزاد شدم تا صبح که  بيدار مي شدم و مي ديدم تو زندانم . دهسالی از اون روزها میگذره و حالا خیلی وقتها که می خوابم  خواب مي بينم كه تو زندانم و صبح بیدار می شم و می بینم آزادم !فقط یه زندون رفته می فهمه این حرف محسن دربندی (مهدی فتحی) تو فیلم اعتراض رو که  حالا یه زندونی داره  ﺁﺯﺍﺩ ﻣﯽ‌ﺷﻪ  از این چاردیواری که همه‌ی دنیا چاردیواریه...

همچین شبی من از زندان آزاد شدم...
ارسال یک نظر